نفیسه فاضلی در گفتگو با خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی آوای اراک»به مناسبت روز آلزایمر گفت: بیماری آلزایمر به عنوان یکی از پیچیدهترین و شایعترین اختلالات عصبی در جهان امروز، نه تنها سلامت فردی، بلکه ساختارهای اجتماعی و خانوادگی را نیز به شدت تحت تأثیر قرار میدهد. این بیماری با زوال تدریجی حافظه و عملکردهای شناختی آغاز میشود و به مرور زمان، استقلال فرد را در انجام فعالیتهای روزمره سلب میکند.
کارشناس ارشد علوم آزمایشگاهی بیان کرد: درک صحیح از ماهیت آلزایمر، نخستین گام برای مقابله با آن است. برخلاف تصور عمومی که آن را صرفاً بخشی از پیری طبیعی میپندارند، آلزایمر یک بیماری مغزی است که در آن پروتئینهای غیرطبیعی در مغز تجمع یافته و باعث تخریب سلولهای عصبی و قطع ارتباطات بین آنها میشوند. شناسایی تفاوت بین فراموشیهای ناشی از بالا رفتن سن و زوال عقل (دمانس) برای تشخیص زودهنگام بسیار حیاتی است.
وی افزود: علائم این بیماری از اختلالات خفیف در حافظه کوتاهمدت شروع شده و به مرور زمان به سمت تغییرات خلقی، دشواری در یافتن کلمات، سردرگمی در زمان و مکان و در نهایت ناتوانی در تشخیص عزیزان پیش میرود. تغییرات رفتاری و شخصیتی که در بیماران مشاهده میشود، اغلب بیش از خودِ فراموشی، برای خانوادهها چالشبرانگیز و دردناک است.
فاضلی اظهار کرد: عوامل متعددی در بروز این بیماری نقش دارند که سن، ژنتیک، سوابق خانوادگی، سبک زندگی ناسالم، فشار خون بالا و دیابت از مهمترین آنها هستند. اگرچه سن عامل خطر اصلی است، اما سبک زندگی فعال، تغذیه مناسب، کنترل بیماریهای زمینهای و تمرینات ذهنی مداوم میتوانند سرعت پیشرفت بیماری را در افراد مستعد کند کرده یا احتمال ابتلا را کاهش دهند.
کارشناس ارشد علوم آزمایشگاهی تصریح کرد: تأثیر آلزایمر بر خانوادهها، بهویژه مراقبان، عمیق و چندجانبه است. مراقبت از فرد مبتلا به آلزایمر، فرسودگی جسمی و روانی شدیدی به همراه دارد. حمایت از مراقبان، آموزش روشهای تعامل با بیمار و ایجاد شبکههای اجتماعی پشتیبان، از ضروریاتی است که در جوامع امروز برای کاهش بارِ سنگین این بیماری بر دوش خانوادهها باید مورد توجه قرار گیرد.
وی عنوان کرد: در حوزهی پزشکی، اگرچه هنوز درمان قطعی و بازگشتناپذیری برای آلزایمر کشف نشده است، اما پیشرفتهای علمی در زمینه داروهای کنترلکننده و روشهای درمانی جدید امیدهای تازهای ایجاد کردهاند. تمرکز اصلی درمانهای فعلی بر بهبود کیفیت زندگی بیمار، کاهش علائم رفتاری و تلاش برای حفظ تواناییهای شناختی باقیمانده است.
فاضلی خاطرنشان کرد: مسئولیت اجتماعی در قبال بیماران آلزایمری فراتر از حیطه درمان پزشکی است. ایجاد محیطهای ایمن برای بیماران، افزایش آگاهی عمومی برای انگزدایی از این اختلال، و توسعه مراکز مراقبتی تخصصی توسط نهادهای دولتی و خیریه، از جمله نیازهای مبرم جوامع رو به پیری است تا از انزوای اجتماعی این بیماران جلوگیری شود.
کارشناس ارشد علوم آزمایشگاهی ادامه داد: در نهایت، نگاه به آلزایمر باید نگاهی توأم با شفقت و مسئولیتپذیری باشد. این بیماری آزمونی برای ظرفیتهای اخلاقی و انسانی خانوادهها و جامعه است. با ارتقای دانش عمومی و اتخاذ رویکردهای حمایتی، میتوان شرایطی ایجاد کرد که فرد مبتلا، علیرغم تمام محدودیتهای شناختی، همچنان با حفظ کرامت انسانی در میان جامعه و خانواده زندگی کند.
وی اضافه کرد: «پیشگیری» در مورد آلزایمر بیشتر به معنای «به تاخیر انداختن شروع بیماری» یا «کاهش ریسک ابتلا» است. چرا که عوامل ژنتیکی نیز نقش دارند. با این حال، شواهد علمی نشان میدهند که سبک زندگی نقش بسیار پررنگی در سلامت مغز ایفا میکند.
فاضلی گفت: این اقدامات با هدف تقویت ذخیره شناختی مغز انجام میشوند. رژیمی که ترکیبی از رژیم مدیترانهای و DASH است. تأکید این رژیم بر مصرف سبزیجات با برگ سبز، توتها (بهویژه بلوبری و توتفرنگی)، آجیل، حبوبات، غلات کامل، روغن زیتون، ماهی و محدود کردن گوشت قرمز، کره و فستفود است. این مواد التهاب مغز را کاهش میدهند.
کارشناس ارشد علوم آزمایشگاهی افزود: ورزشهای هوازی (مانند پیادهروی سریع) به شدت توصیه میشوند. ورزش باعث افزایش جریان خون به مغز و ترشح فاکتورهای رشد عصبی میشود که برای حفظ سلامت سلولهای مغزی ضروری است.
وی گفت: انزوای اجتماعی یکی از فاکتورهای خطر جدی است. حضور در فعالیتهای جمعی، مساجد، انجمنهای علمی یا گروههای دوستانه، مغز را در وضعیت «آمادهباش» و فعال نگه میدارد.
فاضلی تاکید کرد: تحقیقات جدید نشان میدهد در طول خواب عمیق، سیستم «گلیمفاتیک» مغز فعال شده و پروتئینهای سمی (که عامل اصلی آلزایمر هستند) را از فضای بین سلولهای مغزی شستشو میدهد. بیخوابی مزمن یکی از دشمنان اصلی حافظه است.
کارشناس ارشد علوم آزمایشگاهی بیان داشت: مدیریت دقیق فشار خون، دیابت و کلسترول در میانسالی، مستقیماً با سلامت مغز در دوران سالمندی مرتبط است. «آنچه برای قلب خوب است، برای مغز هم خوب است.
وی تصریح کرد: آموختن یک مهارت جدید (زبان خارجی، نواختن ساز، یا حتی یادگیری یک نرمافزار) باعث ایجاد ارتباطات عصبی جدید (سیناپس) میشود که میتواند سدی در برابر زوال شناختی باشد. باید تأکید کرد که در حال حاضر درمان قطعی برای بازگرداندن بافتهای از دست رفته مغز وجود ندارد، اما مداخلات درمانی بر دو محور اصلی استوار است:
فاضلی توضیح داد: داروهای رایج (مانند دونپزیل، ریواستیگمین و ممانتین) برای درمان قطعی نیستند، بلکه برای «تعدیل علائم» به کار میروند. این داروها کمک میکنند تا انتقالدهندههای عصبی مغز که مسئول حافظه هستند، مدت بیشتری فعال بمانند و علائمی نظیر گیجی یا مشکلات حافظه تا حدی کنترل شود. (حتماً باید زیر نظر متخصص مغز و اعصاب تجویز شوند).
کارشناس ارشد علوم آزمایشگاهی توصیه کرد: برای جلوگیری از سقوط و سردرگمی بیمار، باید محیط خانه خلوت و ایمن شود. این روشها به شدت در کاهش اضطراب بیماران آلزایمری موثرند. پخش موسیقیهای دوران جوانی فرد میتواند بخشهایی از حافظه را که هنوز فعال هستند، برانگیزد.
وی اظهار کرد: پایبندی به یک برنامه روزانه مشخص (ساعت خواب، غذا، و پیادهروی) باعث کاهش استرس بیمار میشود؛ زیرا آلزایمر باعث از دست رفتن توانایی فرد در تطبیق با تغییرات ناگهانی است.در رویکرد مدیریت بیماری، «سلامتِ مراقب» نیز بخشی از پروتکل درمانی است. فرسودگی مراقب (Caregiver Burnout) یک معضل جدی است که میتواند کیفیت زندگی بیمار را نیز پایین بیاورد. آگاهیبخشی به خانوادهها برای استفاده از کمکهای تخصصی، پرستار، یا سپردن موقت بیمار به مراکز روزانه، نه یک انتخابِ لوکس، بلکه یک ضرورت برای حفظ کرامت بیمار و سلامت خانواده است.
دیدگاهتان را بنویسید